1405-01-20 02:00
78
0
96938
دو روی سکه جنگ رمضان:

انسداد تنگه هرمز و گشایش تنگه‌های ترامپ

فعال رسانه ای گلستانی به بررسی انسداد تنگه هرمز به‌عنوان اهرم بازدارندگی ایران و پایان‌بخش به یک دوره سلطه‌جویی یک‌طرفه پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما» ، سید مصطفی میرعرب رضی فعال رسانه ای نوشت : چند روز پیش بود که دونالد ترامپ در سخنرانی خود، تنگه هرمز را صراحتاً «تنگه ترامپ» نامید؛ عبارتی که بلافاصله بازتاب‌های گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌ای جهان برانگیخت. اما علت این نام‌گذاری صرفاً یک چالش لفظی نیست. تنگه هرمز شاهرگ انرژی و صنعت جهان است؛ مسیری که بیش از ۲۰ درصد نفت و گاز جهانی، ۲۲ درصد آلومینیوم وارداتی آمریکا، حدود ۲۵ درصد هلیوم مورد نیاز صنایع هوش مصنوعی و میکروچیپ‌های این کشور، و حجم عظیمی از کودهای شیمیایی جهان از آن عبور می‌کند. برای اقتصادهای صنعتی، کنترل این گذرگاه نه یک انتخاب، بلکه شرط بقاست.

🔹 لایه اول: نام‌گذاری نمادین؛ فراتر از جغرافیا، در راستای هژمونی

با این حال، اهمیت ژئواستراتژیک هرمز به‌تنهایی توجیهی برای تصاحب نمادین آن نیست. مرور دقیق‌تر رفتارها و گفتمان ترامپ در دور جدید ریاست‌جمهوری‌اش، الگویی نظام‌مند را آشکار می‌سازد: تلاش برای تثبیت آمریکا به‌عنوان «ارباب بلامنازع جهان» و بازتعریف قواعد بازی بین‌المللی به نفع کاخ سفید. در این مسیر، سیاست‌های تهاجمی از تغییر رژیم‌ها تا تحریم‌ها و حتی اعمال تعرفه‌های سنگین بر متحدان سنتی، همگی بخشی از یک پروژه بزرگ‌ترند. ترامپ عملاً با ایجاد «تنگه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی» مجازی، گلوی دولت‌ها و ملت‌ها را فشرده است تا وابستگی ساختاری آن‌ها را به واشنگتن تضمین کند.

🔹 لایه دوم: مهندسی جنگ و خطای محاسباتی واشنگتن

در این چارچوب، رویارویی با ایران تنها واکنشی به فشارهای رژیم صهیونیستی نبود، بلکه عملیاتی هدفمند برای خاموش کردن تنها صدای علنی و سازش‌ناپذیر در برابر زیاده‌خواهی‌های ترامپ طراحی شد. پیش‌بینی اولیه واشنگتن این بود که این صدا طی چند روز به سکوت یا حتی همراهی تبدیل شود؛ اما داده‌های غلط و برآوردهای نادرست از ظرفیت‌های دفاعی و اراده ملی ایران، تمام معادلات را برهم زد. نه‌تنها ایران تسلیم نشد، بلکه ایستادگی آن به کاتالیزوری برای هم‌صدایی سایر بازیگران منطقه‌ای و جهانی تبدیل شد.

🔹 لایه سوم: فرسایش ماشین جنگی آمریکا و تسلط عملیاتی بر هرمز

مقاومت ایران و پاسخ قدرتمند آن، ضربه‌ای ساختاری به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی آمریکا و اسرائیل در منطقه وارد کرد. انهدام یا آسیب‌دیدگی ناوها و جنگنده‌های آمریکایی، مصرف بی‌رویه سامانه‌های پدافندی، هدف قرارگیری ساختمان‌های غیرنظامی به علت نداشتن اطلاعات صحیح، و از کار افتادن برخی از تجهیزات هوایی، دریایی و زمینی (چه در میدان نبرد و چه در آشیانه‌های نگهداری) نشان‌دهنده استهلاک سریع ماشین جنگی آمریکاست. در جریان این درگیری ۳۵ روزه، نابودی چندین سوخت‌رسان، هواپیماهای آواکس، سامانه‌های تاد، پاتریوت و چشم صحرا، و هواپیماهای سری اف، ابهت پوشالی آمریکا را در هم شکست. در نهایت، تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز و قطع صادرات منطقه به آمریکا و متحدانش، نقاب ابرقدرتی واشنگتن را کنار زد.

🔹 لایه چهارم: گشایش تنگه‌های ترامپ و واکنش زنجیره‌ای جهانی

همین نقطه عطف، «تنگه‌های ساختگی ترامپ» را گشادتر و ناکارآمد کرد. کشورهایی که پیش‌تر تحت فشار سکوت کرده بودند، اکنون شجاعت ایستادگی یافته‌اند. حتی شرکای سنتی آمریکا نیز حاضر به همراهی کورکورانه نشدند و ناتو از همکاری عملیاتی با واشنگتن امتناع ورزید. همزمان، چین به‌عنوان رقیب راهبردی، اهرم مواد معدنی کمیاب و آهنرباهای نئودیمیوم (که بیش از ۹۰ درصد تولید جهانی آن در انحصار پکن است) را فعال کرد و صنعت نظامی و فناوری پیشرفته آمریکا را در تنگنای تأمین قرار داد. آمریکا برای پیروزی بر ایران، بیش از حد معقول از ذخایر استراتژیک خود هزینه کرده و هر روز بیشتر در باتلاق مصرف تجهیزات فرو می‌رود، بی‌آنکه دستاورد راهبردی ملموسی کسب کند.

🔹 لایه پنجم: بحران داخلی آمریکا و سناریوی تغییر گفتمان

در داخل کاخ سفید، وضعیت به نقطه بحرانی رسیده است. ترامپ برای بازگشایی نمادین و عملیاتی تنگه هرمز تحت فشار است، اما فاقد ابزار کافی برای این مأموریت است. ژنرال‌های ارشد نظامی به‌خوبی دریافته‌اند که حمله زمینی به ایران، آخرین ورق بی‌بازگشت ترامپ خواهد بود که آمریکا را به ورطه نابودی می‌کشاند؛ تلاش آن‌ها برای بازداشتن رئیس‌جمهور، با خشم وی و برکناری یا حذف تدریجی فرماندهان همراه شده است. بر اساس تحلیل روند فعلی، عقلای حاکم بر ساختار امنیتی-سیاسی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که تنها راه نجات از فروپاشی کامل، عبور از فاز «ابرقدت‌طلبی یک‌جانبه» به «مدیریت واقع‌بینانه در نظم چندقطبی» است. در این سناریو، حذف فیزیکی یا سیاسی ترامپ به‌عنوان نماد سیاست‌های خارج از عرف، محتمل‌ترین گزینه برای بازسازی اعتبار بین‌المللی آمریکا و انعقاد پیمان‌های جدید با متحدان پیشین خواهد بود تا از فروپاشی درونی و خارجی این قدرت جلوگیری شود.

جمع‌بندی

دو روی سکه جنگ رمضان، دقیقاً همین تضاد را نشان می‌دهد: از یک سو، انسداد تنگه هرمز به‌عنوان اهرم بازدارندگی ایران و پایان‌بخش به یک دوره سلطه‌جویی یک‌طرفه؛ و از سوی دیگر، گشایش «تنگه‌های ترامپ» به‌معنای فروپاشی پروژه‌های فشار حداکثری و آغاز دوره‌ای نوین در موازنه قدرت جهانی. آنچه بر پایه مشاهدات میدانی، داده‌های لجستیکی و روندهای داخلی آمریکا قطعی است، پایان یافتن توهم آسیب‌ناپذیری آمریکاست و بازگشت جهان به واقعیت‌های ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم.

انتهای خبر/

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.