باید کاری می‌کردیم. اینجاست که یک جرقه‌‌ای برای خروج از بن بست به ذهن آقای رضایی می‌زند و آن هم انجام عملیات در یک سرزمینی است که تقریبا در نگاه اول به هیچ عنوان عقلانی به نظر نمی‌آید که ما بیاییم اینجا بجنگیم.

چند سالی است که سال‌گشت میلاد آن دردانه‌ی حسینی(صلوات الله علیه)، در کشورمان، «روز جوان» نام‌گذاری شده است. به همین مناسبت، تصاویر زیبا از علی اکبری‌ترین جوانانِ تاریخ اسلام را به محضرتان تقدیم می نماییم.

من با امام (ره) و رهبر کبیر انقلاب پیمان بستم که در همه صحنه‌ها حضور داشته باشم. از همان موقع که 17 سال داشتم، آرزوی شهادت را داشتم. الآن هم اگر به این آرزو نرسم، فکر می‌کنم ضرر کرده‌ام.

اين عکس را بايد يکي از اسناد منحصربفرد در پرونده تاريخي و پرفراز و نشيب مبارزات فرزندان انقلاب اسلامي و مجاهدان فعال در دفاع مقدس با یکی از مصادیق مفاسد اجتماعي به شمار آورد.

تمام نیروها که بین بچه ها مستقر شدند فرماندشان با صدای بلند چیزی را فریاد میکند و بعد سرباز ها شروع میکنند با سیم دست بچه ها را میبندند...

آرزویش شهادت بود و وقتی در کنار حجله  هم محله ایش،  شهید خانعلی افسر دبیر گفت دومین شهید این محله من هستم شاید کسی حرف او را جدی نگرفت ولی چیزی نگذشت که پیش بینی او محقق شد.

مسئول دفتر گفت:" این سرباز تازه از مرخصی برگشته ولی دوباره تقاضای مرخصی داره". فرمانده گفت:" خب! پسر جان تو تازه از مرخصی آمدی نمیشه دوباره بری".

مادر شهید عبدالقیوم دهقانی : فرزندم گفت هر زمان شهید شدم هیچ زمان از طرف دولت هیچ حقوقی متوقع نباشم چون برای وطنم دینم را ادا می کنم.

شهید یحیی فدایی فرزند حسن در سال ۱۳۳۷ در یک خانواده کاملا مذهبی و متدین وتقریبا مستضعف دیده به جهان گشود.

شهید عباس قدرتی فرزند مصیب در دهم اردیبهشت سال ۱۳۰۶ در حومه شهرستان زابل در خانواده ای کاملا مستضعف اما متدین دیده به جهان گشود.

شهیدمحمد صادق فتحعلی، مردی دیگر از مردستان گلستان بود که لباس سبزین شمال، از مقاومت و ایثارش در هجمة گرگ صفتان مارکسیسم، خونین شد.

از این مجاهد مرد سمنانی، سه فرزند به یادگار مانده است. فرزندانی که در هنگام تولدشان، پدر در جبهه ها حضور داشت.

شهید غلامرضا اسماعیلی در سوم شهریور هزار و سیصدو چهل دریک خانواده کاملا مذهبی در حومه گنبد کاووس متولد شد.

مادرم موقع خواستگاری برای مصطفی شرط گذاشته بود که «این دختر صبح که از خواب بلند میشه باید یه لیوان شیر و قهوه جلوش بذاری و...خلاصه زندگی با این دختر برات سخته»...

شاه محمد اونق فرزند عراز قربان با نام مستعار «شامحمد»  در 11 دی ماه 1341 در روستای خواجه نفس شهرستان گمیشان پا به این جهان خاکی نهاد.

جانباز یوسف گرگانلی دوجی به خیل دوستان شهیدش پیوست.

ناراحتم و می‎ترسم از آن روزی که وقتی من شهید شوم، تشییع جنازه‎ام شلوغ شود. بعد از 8 سال در سال 1374 پیکر پاک سرلشکر شهید محمدحسن طوسی به همراه هفتاد و چند تن از شهدای مازندران تشییع شد.

من مجذوب تیپ حزب اللهی عمو سید علی بودم . با هم همنام بودیم و بخاطر همین همنامی من را خیلی دوست داشت.

شهيد مجيد ثنايي در بخشي از وصيت نامه خود گفت :خواهران اصلی و دینی ام، حجاب شما وقار و کوبنده تر از سلاح رزمندگان و خون شهدا است، پس حجاب خود را کاملا حفظ کنید و از اشاعه ی بدحجابی خیلی جدی پرهیز و جلوگیری کنید که ضربه سنگینی بر انقلاب و دین است.

شهید قوانلو ؛ پوشش و حجاب، اعتراض نفس لوامه بر نفس اماره اس، پوشش عامل پرواز معنوی زن از کنج خانه به سوی ملکوت اعلی است، سیاهی چادرتان، بیش از سرخی خون من، قلب دشمن را می لرزاند.

پربحث ترین ها