1405-04-19 23:13
88
0
97684
«گلستان ما» گزارش می‌دهد؛

از میدان وحدت تا وداع میلیونی با رهبر شهید

از میدان وحدت تا وداع میلیونی با رهبر شهید روایتی ماندگار از وفاداری مردمی بود که نشان دادند میان آنان و رهبرشان، پیوندی فراتر از زمان و مکان برقرار است؛ پیوندی که در حافظه تاریخ این سرزمین برای همیشه ثبت خواهد شد.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما» - داود خاندوزی؛ سه ماه است که این روز را انتظار می‌کشیدیم، از همان نخستین شب پس از شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد این انتظار، بیش از یکصد شب به طول بینجامد. اما هر شب که گذشت، نه از تعداد مردم کاسته شد و نه از حرارت فریادهایشان.

من نیز در تمام این شب‌ها، در میان جمعیتی بودم که میدان وحدت گرگان را به میعادگاه وفاداری تبدیل کرده بودند. پیرمردی که عصا به دست آمده بود، مادری که کودک خردسالش را روی دوش گرفته بود، نوجوانانی که پرچم در دست داشتند و جوانانی که با چشمانی اشکبار شعار می‌دادند؛ همه یک مطالبه مشترک داشتند؛ «انتقام» و «خونخواهی رهبر شهید».

بیش از یکصد شب، این میدان تنها یک محل تجمع نبود؛ بخشی از تاریخ شد. شبی نبود که فریادها خاموش شود یا پرچم‌ها پایین بیاید. مردم گرگان آمده بودند تا بگویند داغ این حادثه برایشان یک خبر چند روزه نیست؛ زخمی است که با گذر زمان فراموش نمی‌شود.

امروز اما، پس از سه ماه انتظار، روز بدرقه فرا رسید.

از نخستین ساعات صبح، چشم میلیون‌ها ایرانی به قاب تلویزیون و خیابان‌های تهران دوخته شده بود. پایتخت، حال و هوای دیگری داشت؛ خیابان‌ها مملو از جمعیتی بود که از ساعت‌ها قبل خود را به مسیرهای تشییع رسانده بودند. موج انسان، آرام اما پرصلابت حرکت می‌کرد. پرچم‌های سیاه و سرخ در باد می‌رقصید و نوای صلوات، مرثیه و شعارهای مردم در خیابان‌ها طنین‌انداز بود.

در میان آن جمعیت میلیونی، دیگر تفاوتی میان نسل‌ها دیده نمی‌شد. کودک، جوان، سالمند، خانواده‌های شهدا، جانبازان و مردم عادی، همه آمده بودند تا آخرین سلام را به رهبر شهید بگویند. تهران در آن روز، تنها پایتخت ایران نبود؛ قلب تپنده ملتی بود که آمده بود با رهبر شهید خود عهدی دوباره ببندد.

تصاویر هوایی، وسعت این بدرقه تاریخی را به خوبی روایت می‌کرد؛ خیابان‌هایی که تا چشم کار می‌کرد، از جمعیت موج می‌زد. هر قاب تلویزیون، روایتی تازه از حماسه‌ای بود که تاریخ ایران کمتر به خود دیده است.

کاروان وداع، پس از تهران، راهی قم، نجف اشرف و کربلای معلی شد؛ شهرهایی که هر کدام با حضور خیل عظیم عزاداران، برگ دیگری بر این بدرقه تاریخی افزودند. در نجف و کربلا، حضور مراجع، گروه‌های مقاومت، موکب‌داران و مردم عراق، جلوه‌ای دیگر از پیوند ملت‌های مسلمان با آرمان‌های مقاومت را به نمایش گذاشت.

آخرین ایستگاه این سفر تاریخی، مشهد مقدس بود

من در مشهد حضور نداشتم، اما تصاویر زنده تلویزیون و روایت لحظه‌به‌لحظه همکاران خبرنگارم، گویای آن بود که حرم مطهر رضوی دیگر گنجایش این حجم از عشق و دلدادگی را نداشت. ازدحام جمعیت به اندازه‌ای بود که مسیر انتقال پیکر مطهر تغییر کرد و بخشی از مسیر با بالگرد انجام شد. صحن‌ها، خیابان‌های اطراف و مسیرهای منتهی به حرم، مملو از مردمی بود که آمده بودند آخرین وداع را رقم بزنند.

همکارانم از مشهد می‌گفتند که اشک و دعا در هم آمیخته بود؛ از مردمی که ساعت‌ها زیر آفتاب ایستاده بودند تا تنها چند لحظه کاروان تشییع را ببینند. از خادمانی که بی‌وقفه خدمت می‌کردند و از حماسه‌ای که در قاب دوربین‌ها هم به سختی قابل توصیف بود.

با اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید و سپس تشییع تا رواق دارالذکر حرم مطهر امام رضا(ع)، پرونده یکی از باشکوه‌ترین آیین‌های بدرقه تاریخ معاصر ایران بسته شد؛ اما آنچه به پایان نرسید، خاطره این روزهاست.

برای من، این بدرقه تنها در تهران یا مشهد خلاصه نمی‌شود. هر بار که تصاویر میلیونی تشییع را مرور می‌کنم، ناخودآگاه ذهنم به میدان وحدت گرگان بازمی‌گردد؛ به همان شب‌هایی که مردم، بی‌وقفه و بی‌ادعا، بیش از یکصد شب کنار هم ایستادند و فریاد زدند که راه شهید ادامه دارد.

امروز پیکر رهبر شهید در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا(ع) آرام گرفت، اما آنچه در تهران، قم، نجف، کربلا، مشهد و صدها شهر ایران رقم خورد، تنها یک مراسم تشییع نبود؛ روایتی ماندگار از وفاداری مردمی بود که نشان دادند میان آنان و رهبرشان، پیوندی فراتر از زمان و مکان برقرار است؛ پیوندی که در حافظه تاریخ این سرزمین برای همیشه ثبت خواهد شد.

انتهای خبر/

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.