1400-12-26 11:51
1677
2
79190
به تالیف غلامرضا خارکوهی؛

‏مسألة مهدویت و انتظار فَرج از نگاه امام خمینی(ره)

تاریخ نگار برجسته استان گلستان می گوید: امام خمینی براین باور بود که کارنامة رفتار و کردار ما به طور مکرر به محضر امام زمان‏ ارائه می شود و ما باید مراقب اَعمال خود باشیم.

به گزارش گلستان ما؛ نیمه شعبان سال 255 قمری شخصیت مقدسی متولد شد که آخرین وارث انبیاء و ائمه هُدی در زمین است. او عصاره نبوت و امامت و برپا کننده بهترین و کاملترین حکومت عدل الهی برای مردم جهان خواهد بود. نامش «مهدی» است فرزند امام حسن عسکری(ع) و مادرش نرگس نام دارد. حضرت مهدی دوازدهمین امام مسلمانان و خاصه شیعیان عالَم است. او قرنهاست که به فرمان خداوند از دیدگان ما پنهان شده و در غیبت کبری (طولانی) بسر می‌برد ؛ تا روزی که باز به فرمان خداوند ظاهر شود و قیام و انقلاب الهی خود را آغاز نماید ما در انتظارش می‌مانیم و خود را با تقوا و تلاش برای ظهورش آماده می‌کنیم. امید است نهضت اسلامی امام خمینی پیش درامدی برای ظهور امام مهدی(عج) باشد. ما در این یادداشت با استفاده از سخنرانی ها و پیام های امام خمینی - رهبر کبیر انقلاب- مُندرج در مجموعه کتاب «صحیفه امام» ، به بررسی اجمالیِ مسأله مهدویت و انتظار فرج در اندیشه امام خمینی می پردازیم. امام خمینی که باور فوق العاده‌ای به امام مهدی(عج) داشت بارها درباره آن حضرت سخن گفته و قلمفرسایی کرده و به روشنگری مردم پرداخته است. او می‌گوید: «ما مفتخريم كه ائمه معصومين، از علىِ بن اَبي طالب گرفته تا منجىِ بشر حضرت مهدىِ صاحب زمان- عليهم آلاف التحيات والسلام- كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند.»

امام خمینی معتقد بود که حتی پیروزی انقلاب اسلامی در سایه امام زمان نصیب ملت ایران شده است: «خداى تبارك و تعالى در سايه امام زمان- سلام اللَّه عليه- ما را پيروز كرد».

به همین جهت او می گفت: «امام زمان- سلام اللَّه عليه- پشتيبان اين ملت است».‏ «مملكت [ایران] ، مملكت امام زمان است». «من اميدوارم كه اين نهضت متصل بشود به نهضت بزرگ امام زمان- ارواحنا فداه».

امام خمینی براین باور بود که کارنامة رفتار و کردار ما به طور مکرر به محضر امام زمان‏ ارائه می شود و ما باید مراقب اَعمال خود باشیم:

«نامه اَعمال ما مى‏رود پيش امام زمان- سلام اللَّه عليه- هفته‏اى دو دفعه، به حسب روايت. من مى‏ترسم كه مايى كه ادعاى اين را داريم كه تَبَع اين بزرگوار هستيم، شيعه اين بزرگوار هستيم، اگر نامه اَعمال [ما] را ببيند، و مى‏بيند... نعوذُ باللَّه شرمنده بشود؛ شما اگر يك فرزندتان خلاف بكند، شما شرمنده‏ايد. اگر اين نوكر شما خلاف بكند، شما شرمنده‏ايد. در جامعه آدم شرمنده مى‏شود كه پسرش اين كار را كرده يا نوكرش اين كار را كرده، يا اتباعش اين كار را كرده[اند]. من خوف اين را دارم كه كارى ما بكنيم كه امام زمان- سلام اللَّه عليه- پيش خدا شرمنده‏ بشود... نكند كه خداى نخواسته از من و شما و ساير دوستان ما و ساير دوستان امام زمان- سلام اللَّه عليه- يك وقت چيزى صادر بشود كه موجب افسردگى امام زمان- سلام اللَّه عليه- بشود. مراقبت كنيد از خودتان».  

امام خمینی ضمن تشریح برداشت هاى مختلف از مساله انتظار ظهور‏ امام زمان(عج)، معناى صحيح انتظار را به خوبی روشن کرده و می گوید:‏

« آنچه كه امروز مى‏خواهم به عرضتان برسانم برداشت هايى [است] كه از انتظار فرج شده است؛ بعضى‏اش را من عرض مى‏كنم. بعضي ها انتظار فرج را به اين مى‏دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان- سلام اللَّه عليه- را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحى هستند كه يك همچو اعتقادى دارند. بلكه بعضى از آنها را كه من سابقاً مى‏شناختم بسيار مرد صالحى بود، يك اسبى هم خريده بود، يك شمشيرى هم داشت و منتظر حضرت صاحب- سلام اللَّه عليه- بود. اينها به تكاليف شرعى خودشان هم عمل مى‏كردند و نهى از منكر هم مى‏كردند و امر به معروف هم مى‏كردند، لكن همين، ديگر غير از اين كارى اَزشان [بَر] نمى‏آمد و فكر اين مهم كه يك كارى بكنند، نبودند.

يك دسته ديگرى بودند كه انتظار فرج را مى‏گفتند اين است كه ما كار نداشته باشيم به اينكه در جهان چه مى‏گذرد، بر ملت‏ها چه مى‏گذرد، بر ملت ما چه مى‏گذرد؛ به اين چيزها ما كار نداشته باشيم، ما تكليف‏هاى خودمان را عمل مى‏كنيم، براى جلوگيرى از اين امور هم خود حضرت بيايند ان شاء اللَّه، درست مى‏كنند؛ ديگر ما تكليفى نداريم. تكليف ما همين است كه دعا كنيم ايشان بيايند و كارى به كار آنچه در دنيا مى‏گذرد يا در مملكت خودمان مى‏گذرد، نداشته باشيم! اينها هم يك دسته‏اى، مردمى بودند كه صالح بودند.

يك دسته‏اى مى‏گفتند كه خوب، بايد عالَم پُر [از] معصيت بشود تا حضرت بيايد؛ ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مى‏خواهند بكنند؛ گناه‏ها زياد بشود كه فرج نزديك بشود!

يك دسته‏اى از اين بالاتر [و گمراهتر] بودند، مى‏گفتند: بايد دامن‏زد به گناه ها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پُر از جُور و ظلم بشود و حضرت- سلام اللَّه عليه- تشريف بياورند. اين هم يك دسته‏اى بودند كه البته در بين اين دسته، منحرف هايى هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هايى هم بودند كه براى مقاصدى به اين [کار] دامن‏مى‏زنند.

يك دسته ديگرى بودند كه مى‏گفتند كه هر حكومتى اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهايى كه بازيگر نبودند، مغرور بودند به بعض رواياتى كه وارد شده است بر اين امر كه هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم ، عَلَم باطل است... در صورتى كه آن روايات [اشاره دارد به این] كه هر كس عَلَم بلند كند با عَلَم مَهدى، به عنوان «مَهدويت» بلند كند، [باطل است.]

حالا ما فرض مى‏كنيم كه يك همچو رواياتى باشد، آيا معنايش اينست كه تكليفمان ديگر ساقط است؟ يعنى، [بر] خلاف ضرورت اسلام،[بر] خلاف قرآن... معصيت بكنيم تا پيغمبر بيايد، تا حضرت صاحب بيايد؟ حضرت صاحب كه تشريف مى‏آورند براى چى مى‏آيند؟ براى اينكه گسترش بدهند عدالت را، براى اينكه حكومت [اسلام] را تقويت كنند، براى اينكه فساد را از بين ببرند. ما برخلاف آيات شريفه قرآن دست از نهى از منكر برداريم، دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براى اينكه حضرت بيايند؟!... الآن ديگر ما هيچ تكليفى نداريم؟! ديگر بشر تكليفى ندارد، بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد؟! به حسب رأى اين جمعيت، كه‏ بعضيشان بازيگرند و بعضيشان نادان، اين است كه ما بايد بنشينيم، دعا كنيم به صدام. هر كسى نفرين به صدام كند، خلاف امر كرده است؛ براى اينكه حضرت دير مى‏آيند! و هر كسى دعا كند به صدام؛ براى اينكه اين فساد [را] زياد مى‏كند، ما بايد دعاگوى امريكا باشيم و دعاگوى شوروى باشيم و دعاگوى اذنابشان از قبيل صدام باشيم و امثال اينها تا اينكه اينها عالَم را پُر كنند از جُور و ظلم... [تا] حضرت تشريف بياورند. بعد حضرت تشريف بياورند، چه كنند؟ حضرت بيايند كه ظلم و جور را بردارند؛ همان كارى كه ما مى‏كنيم و ما دعا مى‏كنيم كه ظلم و جور باشد! حضرت مى‏خواهند همين را بَرَش دارند.

[امّا برخلاف این گمراهان] ما اگر دستمان مى‏رسيد، قدرت داشتيم، بايد برويم تمام ظلم و جورها را از عالَم برداريم. تكليف شرعى ماست، منتها ما نمى‏توانيم. اينى كه هست اين است كه حضرت [مهدی می آیند] عالَم را پر مى‏كند از عدالت...

 [کسی] که مى‏گويد [قبل از ظهور امام زمان] حكومت لازم نيست، معنايش اين است كه هرج و مرج باشد. اگر يك سال حكومت در يك مملكتى نباشد، نظام در يك مملكتى نباشد، آن طور فساد پُر مى‏كند مملكت را كه آن طرفش پيدا نيست. آنكه مى‏گويد حكومت نباشد، معنايش اين است كه هرج و مرج بشود؛ همه هم [دیگر] را بكُشند؛ همه به هم ظلم بكنند براى اينكه حضرت بيايد... [کسی که چنین فکری دارد] اين بايد خيلى آدم نفهمى باشد!

اما مسأله اين است كه دست سياست [دشمن] در كار بوده؛ همان طورى كه تزريق كرده بودند به ملت ها، به مسلمين، به ديگر اقشار جمعيت هاى دنيا كه سياست كار شماها نيست؛ [شما] برويد سراغ كار خودتان و آن چيزى كه مربوط به سياست است، بدهيد به دست امپراتورها. خوب، آنها از خدا مى‏خواستند كه مردم غافل بشوند و سياست را بدهند دست حكومت‏ و به دست ظَلَمه، دست امريكا، دست شوروى، دست امثال اينها، و آنهايى كه اذناب اينها هستند... همه چيز ما را ببرند، همه چيز مسلمانها را ببرند، همه چيز مستضعفان را ببرند و ما بنشينيم بگوييم كه [قبل از ظهور امام زمان] نبايد حكومت باشد! اين يك حرف اَبلَهانه است، مُنتها چون دست سياست [دشمن] در كار بوده، اين اشخاصِ غافل را، اينها را بازى دادند و گفتند: شما كار به سياست نداشته باشيد، حكومت مال ما، شما هم برويد توى مسجدهايتان بايستيد نماز بخوانيد! چه كار داريد به اين كارها؟

اينهايى كه مى‏گويند كه هر عَلَمى [قبل از ظهور امام زمان] بلند بشود و هر حكومتى، خيال كردند كه هر حكومتى باشد اين بر خلاف انتظار فَرَج است؛ اينها نمى‏فهمند چى دارند مى‏گويند. اينها تزريق كرده‏اند بهشان كه اين حرفها را بزنند. نمى‏دانند دارند چى‏چى مى‏گويند. حكومت نبودن، يعنى اينكه همة مردم به جان هم بريزند، بكُشند هم [دیگر] را، بزنند هم [دیگر] را، از بين ببرند، بر خلاف نص آيات الهى رفتار بكنند. ما اگر فرض مى‏كرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار مى‏زديم؛ براى اينكه [بر] خلاف آيات قرآن است. اگر هر روايتى بيايد كه نهى از منكر را بگويد نبايد كرد، اين را بايد به ديوار زد. اين گونه روايت قابل عمل نيست. و اين نَفَهم ها نمى‏دانند چى مى‏گويند، هر حكومتى باشد حكومت [باطل‏] است! بلكه شنيدم بعضى از اشخاص گفته‏اند كه خوب با اين وضعى كه ... الآن در ايران هست، ديگر ما نبايد تهذيب اخلاق بكنيم؛ ديگر غلط است اين حرف ها! ... حتماً بايد استاد اخلاق در يك محيطى باشد كه همه مردم فاسدند، شرابخانه‏ها همه بازند و- عرض مى‏كنم كه- جاهاى فساد همه بازند! ... اينها يك چيزهايى است كه اگر دست سياست [دشمن هم] در كار نبود، اَبلهانه بود...

البته آن پُر كردنِ دنيا را از عدالت، آن را ما نمى‏توانيم [پُر] بكنيم. اگر مى‏توانستيم مى‏كرديم، اما چون نمى‏توانيم بكنيم ايشان [یعنی حضرت مهدی] بايد بيايند. الآن عالَم پُر از ظلم است... ما [اگر] بتوانيم جلوى ظلم را بگيريم، بايد بگيريم؛ تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است] ... اما... چون نمى‏توانيم... بايد او بيايد تا [از ظلم جلوگیرى] بكند. اما ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار [ظهورش] را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالَم براى آمدن حضرت- سلام اللَّه عليه- در هر صورت، اين مصيبت هايى كه هست كه به مسلمان ها وارد شده است و سياست هاى [دشمنان‏] خارجى دامن بِهِش زده‏اند، براى چاپيدن اينها و براى از بين بُردن عزت مسلمين؛ و [متأسفانه] باورشان هم آمده است خيلي ها. شايد الآن هم بسيارى باور بكنند كه... حضرت صاحب بايد بيايد حكومت [تشکیل بدهد] و هر حكومتى در غير زمان حضرت صاحب، باطل است؛ يعنى هرج و مرج بشود، عالَم به هم بخورد تا حضرت بيايد درستش كند! [ولی برخلاف نظر آنها] ما درستش مى‏كنيم تا حضرت بيايد.»

«سيره بزرگان بر اين معنا بوده است كه معارضه مى‏كردند با طاغوت و لو اينكه زمين بخورند، و لو اينكه كشته بشوند و لو كشته بدهند. ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بايستد، در مقابل ظالم بايستد و مُشتش را گِره كند و توى دهنش بزند، و نگذارد كه اين قدر ظلم زياد بشود، اين ارزش دارد. ما تكليف داريم آقا! اين طور نيست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان- سلام اللَّه عليه- هستيم پس ديگر بنشينيم تو خانه‏هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم «عَجّلْ عَلى‏ فَرَجِهِ». عجّل، با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براى آمدن او. و فراهم كردن اين [است‏] كه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد. ان شاء اللَّه ظهور مى‏كند ايشان. و من اميدوارم خداى تبارك و تعالى قلب هاى همه ما را متوجه به خودش بكند و از معارف قرآن به ما يك نسيمى عنايت بفرمايد و مسلمين را به تكاليف خودشان آشنا كند و سران مسلمين را ان شاء اللَّه به تكليف الهى خودشان آشنا كند و آنهايى كه با اسلام و مسلمين مخالفند ان شاء اللَّه قلع و قمع كند.»

«ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاى اسلامى مى‏شكنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلامِ راستين و بيان احكام محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى‏دهيم و به يارى خدا راه را براى ظهور مُنجىِ مُصلِح و كُل، و امامت مطلقِ حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مى‏كنيم.»

 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.