تاریخنگار و محقق برجسته گلستانی در گفتگویی تفصیلی، زوایای پنهان ماه رمضان را از منظر امام خمینی(ره) آشکار میسازد.تأکید اصلی بر این است که روزه صرفاً پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه جهادی برای «انقطاع الیالله» است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما»؛ ماه رمضان، در سنت اسلامی، تنها زمان روزهداری و پرهیز ظاهری از خوردن و آشامیدن نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازگشت به خویشتن الهی و حضور در ضیافتی که میزبان آن خودِ پروردگار است.
در میان اندیشههای عرفانی و اخلاقی معاصر، امام خمینی(ره) با پیوند دادن مفهوم «روزه» به سیر و سلوک درونی، نگاه تازهای به حقیقت بندگی در این ماه ارائه داده است. ایشان، روزه را تمرینی برای بریدن از نفس و پیوستن به حق میدانند؛ امری که جز با شناخت امام و تمسک به ولایت اهلبیت(ع) به ثمر نمینشیند.
غلامرضا خارکوهی، تاریخپژوه و محقق معارف شیعی، در این مصاحبه کوشیده است تا با تکیه بر آثار عرفانی امام خمینی، بهویژه جهاد اکبر و آداب الصلاة، و میراث حدیثی شیعه همچون الکافی، ابعاد عمیق روزه، ولایت و دعا را در نظام فکری امام واکاوی کند.
حاصل این گفتوگو تبیینی است از ماه رمضان بهمثابه مدرسه معرفت، که در آن روزه، ولایت و دعا همچون سه رکن معنوی، انسان را به ضیافت قرب الهی فرا میخوانند.
آقا خارکوهی، در آثار امام خمینی، ماه رمضان جایگاه ویژهای دارد. اگر بخواهیم از نگاه ایشان درباره «آداب روزه» سخن بگوییم، محور اصلی چیست؟
خارکوهی: امام خمینی روزه را صرفاً امساک از خوردن و آشامیدن نمیدانند. ایشان به ما یادآور میشوند که این ماه «ضیافت الهی» است و انسان در آن باید خود را برای مهمانی خدا آماده سازد. تعبیر ایشان این است که: «دعیتُم فیه إلى ضیافة الله»، یعنی انسان به ضیافت پروردگار دعوت شده است. از نظر امام، کمترین مرتبه ادبِ روزه آن است که انسان ظاهر را پاس بدارد و دستکم زبان، چشم و گوش خود را از گناه بازدارد. ایشان میفرمایند اگر کسی به این آداب ظاهری ملتزم نباشد، روزهاش هرچند از لحاظ فقهی صحیح باشد، از نظر الهی مورد قبول نیست.
تعبیر آداب اولی و ظاهری صوم در کلام امام چه معنا دارد؟
خارکوهی: امام خمینی میان «آداب ظاهری» و «آداب حقیقی» تفاوت میگذارند. آداب ظاهری مربوط به کنترل جوارح است؛ اینکه زبان از غیبت، گوش از شنیدن سخن ناروا، و دل از کینه و حسد پاک شود. ایشان تأکید میکنند: در همین مجلس با خدا عهد کنید که در ماه رمضان از تهمت، غیبت و بدگویی دور باشید. در مقابل، آداب حقیقی، سلوک درونی سالک است؛ یعنی مراقبت دل از صفات شیطانی و رسیدن به مرتبهی انقطاعِ الیالله. امام خمینی هشدار میدهند که اگر پس از پایان ماه رمضان رفتار و روحیه انسان تغییر نکند، در حقیقت روزه حقیقی محقق نشده است و آنچه بوده، همان روزه عامه مردم، یعنی روزهای حیوانی است.
امام در این بخش از سخنانشان بارها بر مراقبت از زبان و اعمال در ماه رمضان تأکید دارند. دلیل این تأکید چیست؟
خارکوهی: در اندیشه امام خمینی، انسانِ روزهدار باید در همهی لحظات خود را در محضر خدا ببیند. ایشان میفرمایند: کسانی که دیگران از دست و زبانشان در امان نیستند، در حقیقت مسلمان واقعی نیستند. اهانت به بندگان خدا، اهانت به خود خداست. امام بهصراحت هشدار میدهند که اگر انسان در مجلس غیبت بنشیند و گوش دهد، باید از آن مکان خارج شود. و تأکید میکنند این مراقبت یک تمرین سی روزه است تا پس از رهایی شیاطین، انسان از وسوسه آنان در امان بماند.
در روایت امام خمینی، گویی نوعی نسبت میان روزه و «حُبّ دنیا» دیده میشود. این پیوند چگونه تبیین شده است؟
خارکوهی: بله، ایشان در تفسیر روایت معروف از کتاب ارشاد القلوب دِیلَمی، نقل میکنند که خداوند در شب معراج به پیامبر فرمود: اگر بندهای به اندازه عبادت اهل آسمان نماز بخواند و روزه بگیرد، ولی در دلش ذرهای محبت دنیا باقی باشد، از قرب الهی محروم خواهد شد. امام از این روایت نتیجه میگیرند که «حبّ دنیا» ریشهی تمام مفاسد اخلاقی است. از دید ایشان، انسان عاقل باید این درخت را از دل برکَنَد، و راه عملیِ این درمان، عمل به ضدّ آن است؛ یعنی اگر به مال دنیا علاقه دارد، با صدقه دادن و انفاق، آن علاقه را بشکند، و اگر به جاه و ریاست دلبسته است، باید با فروتنی نفس خود را فرو نشاند. امام میفرمایند که تنها در سایه این تزکیه میتوان به برّ و خیر حقیقی رسید و آیه شریفه «لَن تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبّون» را شاهد میآورند.
ایشان همچنین در بخشی از سخنانشان به ریشه تاریخیِ وجوب روزه اشاره میکنند. لطفاً درباره آن توضیح دهید.
خارکوهی: امام از حدیثی نقل میکنند که یهودیان از پیامبر پرسیدند چرا خداوند بر امت تو سی روز روزه واجب کرده است؟ پاسخ پیامبر چنین بود: چون حضرت آدم هنگام خوردن از درخت ممنوعه، لقمه آن در شکمش سی روز باقی ماند؛ خداوند نیز بر آدم و ذریهاش سی روز گرسنگی و تشنگی واجب کرد تا اثر آن پاک شود و از سر رحمت، اجازه داد شبها غذا بخورند. این بیان تاریخی، از نظر امام، رمزی از توبه و بازگشت انسان به مقام قرب است؛ روزه، طهارت درونی پس از لغزش نخستین انسان است.
در مجموع، امام خمینی روزه را نه صرف امساک از طعام، بلکه تمرین بندگی، مراقبت از نفس و پالایش از دلبستگیهای دنیا میدانند. از دید ایشان، ضیافت الهی فرصتی کوتاه است که اگر انسان در آن موفق به اصلاح نفس نشود، پس از پایان ماه، راه دشواری در پیش خواهد داشت. روزه، تمرین رهایی از تعلقات و زمینه معرفت خداوند است؛ همین معناست که از ظواهر به عمق میبرد و روزه را به عبادتی بیدارکننده تبدیل میکند.
تمسک به اولیای الهی، شرط وصول به معراج قرب خداوند است. او میگوید: «راه سلوک الیالله بدون اتکا به ولایت، ناقص و بیثمر است. همانگونه که در میراث حدیثی شیعه، باب مستقلی درباره بطلان عبادت بدون ولایت ائمه آمده، مبنای سلوک نیز بر ولایت استوار است.
به روایت امام باقر علیهالسلام در کافی شریف اشاره کرده و بیان میدارد:حضرت فرمودند: بدان ای محمد! امامان جور و پیروانشان از دین خدا معزولند؛ آنان گمراه و گمراهکنندهاند و اعمالشان همانند خاکستری است که در روزی طوفانی پراکنده میشود.
این بیان امام معصوم، حقیقتی را روشن میکند؛ عبادت بدون ولایت، پوستهای بیجان است. ظاهر عمل دیده میشود، اما معنا و ثمرهای در آن نیست.
در حدیثی دیگر آمده است که اگر کسی شبها را به عبادت برخیزد و روزها را روزه بگیرد، همه مال خود را صدقه دهد و بارها حج گزارد، اما ولایت ولیّ خدا را نشناسد، آن اعمال بیارزش خواهد بود.» او این نکته را پایه نظام عبادی شیعه میداند؛ به تعبیر وی، «عبادت در منظومه امام خمینی نیز با ولایت معنا مییابد، زیرا ولایت جان ایمان و روح روزه است.
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: بهترین بقعه زمین ما بین رکن و مقام است؛ و اگر انسانی به اندازه عمر نوح عبادت و روزه گیرد و ولایت ما را نشناسد، عبادتش ثمری ندارد.» خارکوهی نتیجه میگیرد که این آموزه عمق پیوستگی ولایت و عبادت را بیان میکند؛ اگر روزه ابزار تزکیه است، ولایت معیار قبول آن است.
او تأکید میکند که این موضوع در آثار امام خمینی، از جمله آدابالصلاة، بهطور مبسوط روشن شده است؛ و در پایان این بخش یادآور میشود:«ایمان به ولایت، جان ایمان است و عبادت بیولایت، همچون جسمی بیروح.»
خارکوهی: ماه رمضان، زمان تجدید قوّت روحانی انسان است. در حدیثی نبوی آمده: ماه رمضان آمد و شما دعوت شدهاید به ضیافت خداوند. ضیافت الهی، مائدهای معنوی است؛ روزه، قرآن، و دعا، سفرههای این مهمانیاند.»
در رمضان، خداوند خود صاحبخانه است و انسان مهمان او. روزه بستنِ شهوت و دلبستگیهای دنیا، آمادهسازی برای شب قدر است؛ لحظهی اتصال زمین و آسمان. شعبان مقدمهی این ضیافت است، همان دورهای که مؤمن با مناجات شعبانیه دل را شستوشو داده و آماده ورود به ضیافت میشود.
دعا در سنت اسلامی، عرفان عملی است، نه صرفاً نواختن کلمات. همه امامان، مناجات شعبانیه را میخواندند؛ زیرا این دعا روح انسان را صیقل میدهد و پل ارتباطی میان زمین و ملکوت است. همانگونه که قرآن سخن نازل الهی است، دعا سخن صاعدِ انسان به سوی خداست.
دعا تربیت باطنی مؤمن است و سرچشمهی معارف عمیق عرفانی. عرفان اسلامی نه از هند و یونان، بلکه از دعاهای مأثور اهل بیت و وحی سرچشمه میگیرد.
در دورههایی چون عصر کسروی، برخی با بیاعتنایی به عرفان و دعا، آثار گرانقدری چون مفاتیحالجنان را سوزاندند. این بیتوجهی، بریدن ریشه معنویت اسلامی بود. کسی که معنای دعا را نداند، راه کمال انسانیت را نیز گم میکند.
انتهای خبر/
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد