آنانکه کمر به نابودی فرهنگ اسلامی و ایرانی بسته‌اند به خوبی سلیقه نوجوان و جوان را شناخته و برایش ذائقه ساخته‌اند و ما همچنان در قالب‌های کهنه خود شعار می‌دهیم.

به گزارش گلستان ما به نقل از فارس، اوایل دهه 80 هجری شمسی بود که «ساسان حیدری» ملقب به «ساسی مانکن» همراه با موج متلاطم موسیقی‌های زیرزمینی پا به عرصه «رپرها» گذاشت و آن روزها شاید تنها برخی از نوجوانان و جوانان علاقمند به این سبک موسیقی او را می‌شناختند، اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و غوغای دیدار یکی از روحانیون در جمع کاندیداهای ریاست جمهوری با این خواننده رپ بدون مجوز او را بیشتر بر سر زبان‌ها انداخت.

هنجارشکنی، قانون‌ستیزی و نقدهای همراه با الفاظ و دشنام‌های رکیک در قالب شعر و همراه با ریتم شاد آهنگ‌هایش برای مخاطبان جوان رنگ و بوی تازه‌ای داشت و همین بر محبوبیتش می‌افزود کما اینکه طرفداری از این سبک موسیقی خود کلاس و پرستیژ خاصی برای جوانان داشت.

شاید پس از گریختن این خواننده به خارج از کشور و فراموشی حواشی مربوط به او کسی فکرش راهم نمی‌کرد آهنگی خاص از این خواننده غیرمجاز این روزها بر سر زبان‌ها بیفتد و از بلندگوهای بسیاری به گوش برسد آن هم بلندگوی مراکز آموزشی کشورمان.

چند روزی است که در فضای مجازی کلیپ‌هایی که تعدادشان کم هم نیست با مضمون پخش آهنگ «ساسی مانکن» در مدارس منتشر شده است. آهنگی خاص که حتی اگر یک بار به متن آن دقت شود متوجه خواهیم شد که به هیچ عنوان مناسب دانش آموزان به ویژه در مقاطع پیش دبستانی و دبستان نخواهد بود.

سوال اینجاست چرا باید به بهانه شادی آهنگی با چنین واژه‌های جنسی و همراه با موضوعی سخیف برای فرزندانمان پخش و به واسطه آن تشویق به رقصیدن شوند؟

می‌توان متصور شد که عمدی در کار بوده و در پس پرده این اتفاقات اخیر هدف و نیتی چون حمایت از سند 2030 نهفته بوده چرا که بدیهی است معانی این واژه‌ها برای بسیاری از این کودکان نامفهوم و غیرقابل درک است و تنها آن را به سان شعری تکرار و در خیال خودشان شادی می‌کنند اما معاونین و مدیران که خوب این واژه‌ها را درک می‌کنند و از عواقب آن خبر دارند چرا اجازه چنین اتفاقی را داده‌اند؟

و اگر خوش‌بینانه به این مساله نگاه کنیم می‌توانیم به خوبی متوجه بی‌فکری و بی‌مسئولیتی و وجود شکاف عظیم فرهنگی شویم که در نتیجه توجه صرف به بخش آموزشی و مهجور ماندن جایگاه و اهمیت پرورش در مدارس کشور است، مدارسی که دغدغه رواج فساد فکری و به تبع آن عملی در بین آینده‌سازان این جامعه را ندارند و تنها به رتبه آوران برتر در مدارس خود فکر می‌کنند.

کودکان چه متوجه مفهوم آنچه می‌خوانند باشند و چه نباشند و حتی اگر از سر کنجکاوی نیز به دنبال پیدا کردن این مفاهیم نروند در ضمیر ناخودآگاهشان تمامی این موارد ثبت شده و در آینده شاهد رواج تفکر جنسی خواهیم بود.

آنچه که در تمامی این کلیپ‌ها و ویدئوها به چشم می‌آمد این است که دانش آموزان این آهنگ را از حفظ می‌خوانند و این یعنی قبل از این چندین بار این آهنگ را شنیده‌اند و مسلما جایی به جز خانواده نبوده است.

جای تعجب دارد که چرا خانواده‌ها برای رشد فکری و تامین امنیت مادی فرزندانشان به هرکاری دست زده لیکن از بحث تربیت و امنیت روانی آنها غافل شده‌اند.

مسلما هیچ پدر و مادری دارویی که خاص افراد بزرگسال بوده را به خورد فرزندش نمی‌دهد اما چرا آهنگی که حتی به دور از شان افراد بالغ است را به خورد ذهن پاک فرزندانشان داده و آن را مسموم می‌کنند؟

چرا با فرزندانشان در سینما پای فیلم‌هایی می‌نشینند که سراسر فحش و شوخی‌های جنسی است؟ آیا به عقیده خودشان نشاط و شادی را برایشان فراهم کرده‌اند؟ به چه قیمت؟ از دست رفتن روحیه معصوم کودکانمان؟

از خانواده و مدارس هم که بگذریم به این مساله خواهیم رسید که آقای جنتلمن به خوبی و بهتر از ما سلیقه مخاطب را می‌شناسد و چه بسا کم‌کاری ما در پر کردن اوقات فراغت فرزندانمان باعث نفوذ هرچه بیشترش و بهانه‌ای برای تخلیه بمب انرژی کودکان شد. اگر جایگزین‌های مهیج و مناسب سن این دانش آموزان وجود داشت و دستگاه‌های مربوطه بجای تغییرهای بی سر و ته هر روز و به جای خواب دیدن برای تغییر نام مقاطع، نمره، درس و کتاب دانش آموزان قدری به تفریح و نشاط فکری و جسمی آنها فکر می‌کردند امروز شاهد چنین اتفاقات فجیعی نبودیم.

در هر صورت «جنتلمن» آمد و بچه‌های ما را رقصاند و با خود هم آوا کرد و اما از این پس شاید نهایت تصمیم مسوولان این باشد که با افراد خاطی برخورد کنند اما شایسته است که پرسید اگر توانستید صدای بلندگوها را از این آهنگ قطع کنید اما بعد از آن چه خواهید کرد؟

شاید عدو سبب خیر شود و بهانه‌ای برای قدری تامل و تفکر بیشتر به آنچه که در ذهن و روح فرزندانمان نهادینه می‌کنم. به نظر بد نیست قدری هم به حرف این خواننده گوش داد: «بلرزون دادا» (پایه های آموزشی را).

شاید با تغییر ساختارهای آموزشی و احیای فعالیت‌های پرورشی بتوان کاری کرد.

=================

یادداشت: الهام امینی

================

انتهای پیام/