به مناسبت هفته کتاب و کتاب خوانی گفتگویی با تنها عرضه کننده کتابهای مذهبی و تاریخی شهرستان آزادشهر انجام شد که در این گفتگو وی مطالب قابل تاملی را مطرح کرد.

به گزارش گلستان ما به نقل از تیتر آزاد، به مناسبت هفته کتاب و کتاب خوانی حسن منصوری تنها فروشنده کتابهای مذهبی و تاریخی در شهرستان آزادشهر و عرضه کننده محصولات فرهنگی با خبرنگار ما گفتگویی انجام داد که متن آن به شرح زیر است.

خبرنگار تیتر آزاد : چند سال است در این عرصه مشغول به فعالیت هستید؟

منصوری : حدود ۱۴ سال است که در عرصه محصولات فرهنگی و فروش کتاب مذهبی و تاریخی مشغول به فعالیت می باشم.

خبرنگار: آقای منصوری آیا این موضوع که کتاب فروشی سود ندارد را قبول دارید؟

منصوری: خیر. بنده سالهاست که به این کار مشغولم و از درآمد خود راضی هستم. مطمئن باشید اگر سودی در کار نبود، بنده حتما شغل خود را عوض می کرد، زیرا بنده زن و فرزند دارم و نسبت به تامین مایحتاج آنها مسئولم.

خبرنگار: پس چرا در رسانه ها همواره کتابفروشی را شغلی کم سود معرفی می کنند؟

منصوری: خوب بستگی دارد که شما سود کتابفروشی را با چه محصول دیگری مقایسه کنید یا اینکه شما چگونه به کتابفروشی مشغول باشید.

کتاب فروشی نیز مانند همه‌ي محصولات دیگر نیاز به تبلیغ دارد. مثلا در فروش کتابهای کمک آموزشی به خاطر تبلیغات گسترده در صدا و سیما و معرفی کتابها توسط برخی از معلمین و اساتید، بازار فروش زیاد است و سود خوبی در آنها وجود دارد.

2

کتابهای آموزشی نیز بخاطر نیازی که مصرف کننده خاص به آنها دارد، بازار مخصوص به خود را دارند و دانشجویان بیشترین مشتریان آنها می باشند.

اما در عرضه کتابهای دیگر، از آنجا که تبلیغاتی وجود ندارد و مردم کشور ما نیز کمتر اهل مطالعه هستند و یا اینکه اهل مطالعه‌های ما کمتر به معرفی کتابها به دوستان خود می پردازند، بازار فروش نیاز به تبلیغات دارد.

خبرنگار: راهکار شما برای فروش کتاب هایتان چیست که از سود آن راضی هستید؟

منصوری: در بازار همواره رابطه مستقیمی بین میزان سرمایه ای که برای کار استفاده میکنیم و سودی که بدست می آوریم وجود دارد.

بنده سرمایه زیادی ندارم، اما با همین سرمایه اندک ، به لطف خدا درآمدم به اندازه ای است که زندگی خود را تامین کنم، اجاره مغازه و اجاره خانه‌ام را بدهم و به این دلیل از شغلم راضی هستم.

همان گونه که قبلا گفتم، فروش کتاب به تبلیغ نیاز دارد، یکی از راه های تبلیغ، عرضه آنها در مسیر رفت و آمد مردم است. یک ضرب المثل ایرانی هست که می گوید، هر آنچه از دیده رود از دل رود و این ضرب المثل در خصوص کتاب بسیار صادق است.

مردم ما زمانی که نمایشگاه کتابی برگزار می شود و یا در مسیر حرکت خود به کتاب فروشی بر می خورند که کتابهای خود را پهن کرده است، برای لحظاتی توقف می کنند و به مطالعه عناوین کتابها مشغول می شوند. بیشتر آنها ناگهان متوجه می شوند که علاقه دارند در یک مورد خاص اطلاعات بیشتری کسب کنند و کتابی که به چشم آنها خورده است می تواند این اطلاعات را به آنها بدهد.

3

بنده بارها امتحان کردم، هرگاه کتاب‌های خود را در نمایشگاه و یا در مسیر رفت و آمد مردم عرضه کردم فروش زیادی داشته ام. اما اگر بخواهم در مغازه منتظر مشتری بمانم، پول برق و گاز مغازه هم در نمی آید چه برسد که بخواهم اجاره بدهم و روزی خانواده را تامین کنم.

خبرنگار: شما بیشتر در چه مکانهایی کتابهای خود را عرضه می کنید؟

منصوری: هر کجا که جمعیتی زیادی حضور دارند و به بنده اجازه دهند. روز و شب هم ندارد. مثلا اگر مراسمی در شب برگزار می شود که تعداد زیادی از مردم در ان حضور دارند، بنده بعد از اجازه گرفتن بساط خود را پهن می کنم.

خبرنگار: تا آنجا که بنده اطلاع دارم شما وسیله نقلیه شخصی ندارید، آیا حمل کتابها از مغازه تا محل نمایشگاه و یا مسیر رفت و آمد مردم برای شما سخت نیست!؟

منصوری: برادر دست روی دلم نذار که خون است! بنده بعد از چند سال کتاب فروشی و پس انداز کردن، مبلغی را جمع کردم تا یک پیکان وانت برای خود تهیه کرده و با قفسه بندی کشویی پشت آن، طرح کتابفروشی سیار خود را اجرایی کنم.

پولم تقریبا آماده بود که در خرداد ۹۵ نمایشگاه کتابی در پادگان ارتش نوده برگزار کردم. شهردار وقت شهر نوده به همراه مسئولین شهرستان از آن نمایشگاه دیدن کردند و شهردار اعلام کرد، تا غروب هر شخصی از این کتابفروش کتاب بخرد، هزینه آن با شهرداری نوده است.

این سخن شهردار، باعث شد نزدیک به ۸ میلیون از کتابهای بنده فروش برود. اما از آن سال تا به حال تنها یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان از پولم را گرفته‌ام.

بنده خانواده سرمایه داری ندارم و از نوجوانی روی پای خود ایستاده ام، برای آنکه بیکار نشوم، مجبور شدم پول پس انداز خود را دوباره سرمایه کارم بکنم.

خبرنگار: آیا تاکنون اقدامی برای گرفتن پول خود کرده اید؟

منصوری با لبخندی تلخ: بارها به شهردار وقت گفتم و امروز و فردا کرد. چندین بار به فرماندار وقت گفتم و وی نیز نامه ‌ای به شهردار نوده نوشت، اما خبری نشد. چندین با با خبرنگاران مصاحبه کردم، اما نتیجه ای حاصل نشد.

با شهردار جدید نوده و شورای شهر نوده رایزنی کردم، اما نتیجه ای حاصل نشد. برخی از دوستان با مسئولین استانی صحبت کردند اما بی نتیجه بود. حتی درخواست وام کردم تا ماشین بخرم، اما مسئولین شهرستان کمکی نکردند.

خبرنگار: فکر می کنید چرا در مطالبه حق خود به نتیجه نمی رسید؟

منصوری: متاسفانه آن روزی که کتابها را فقط با وعده شهردار، بصورت رایگان به مشتریان دادم، فکر نمی کردم که امروز برای پس گرفتن حقم به مشکل برخورد کنم.

در گفتگو با شورای جدید شهر نوده، آنها از بنده رسید فروش خواستند! بنده گفتم رسید ندارم اما همه‌ی مسئولین شهر شاهد ماجرا هستند. سپس آنها گفتند از کجا بدانیم که ۸ میلیون کتاب رایگان از شما برده اند. بنده گفتم مسئولین پادگان ارتش در جریان فروش کتابها می باشند. آنها از بنده خواستند تا نامه ای از ارتش برایشان ببرم و من این کار را کردم، اما باز هم خبری از پرداخت پول بنده نشد.

7

خبرنگار: چرا شکایت نمی کنید؟

منصوری: چند سال اول که سخن از نپرداختن پول نبود. حدود یک سال و اندکی است که شهردار عوض شده و بحث کی راست می گه ، چقدر راست می گه مطرح شده، با اینکه بنده هم از فرماندار سابق و هم از ارتش برای آنها نامه برده ام.

خبرنگار: الان چی قصد شکایت ندارید؟

منصوری: از کی شکایت کنم. شهردار به عنوان فرد حقوقی از بنده خرید کرده است. طرف حساب بنده شهرداری است و مسئولین مربوطه در استان نیز به واسطه پیگیری خبرنگاران از موضوع بنده مطلع شده اند، اما هیچ عکس العملی نشان نداده اند.

من آنقدر وقت و هزینه ندارم که بخواهم شکایت حقوقی کنم. بنده همه‌ی افرادی را که در این قضیه حق بنده را خوردن و می توانستند کمک کنند و نکردند را به خدا و روز قیامت می سپارم.

بنده که اعتقاد دارم روز قیامتی وجود دارد و پل صراتی هست.

4

5

9

8

1

10

11

12

13

14

انتهای پیام/

نوشتن دیدگاه

توجه!

گلستان ما نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمییابند.
اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می شوند


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید