• منو
  • انگار براي درك پاسخش به زمان نياز داشتم. بايد زماني مي آمد كه جمله اش را لمس كنم و خودش نباشد. آري! به راستي كه ما خیلی غریب پرستیم ...

    به گزارش گلستان ما ؛ یادداشت جعفر صیدانلو به مناسبت تولد استاد لطفی : پنج سال پیش وقتی برای مصاحبه برای روزنامه همشهری به مکتب خانه میرزاعبدالله رفتم انتقادهایی به سخنانش در شورای شهر گرگان مبنی بر وعده هایی که داد و هیچ وقت عملی نشد، داشتم.

    photo 2016 01 11 11 12 14

    اما در جواب تمام اما و اگرهای ذهنی ام پاسخی داد كه دركش و لمسش آسان نبود.

    عجيب بود كه برای تمام جوابهايم يك جمله داشت؛

    "مردم گرگان غریب پرست هستند" آن زمان بیشتر این جواب را نوعی پاسخ هوشمندانه یا ... تلقی کردم.

    قبل ترها در چند یادداشت به عدم حضور موزیسین های درجه یک و شناخته شده گرگانی برای فعالیت و بکارگیری نوازندگان مستعد در گرگان نوشتم.

    از عدم حضور استاد لطفی، استاد داوری، پژمان طاهری و حتی زیدالله طلوعی.

    امروز در روز تولد استاد شهیر موسیقی ایرانی محمدرضا لطفی، بهتر جواب ایشان را درک میکنم.

    انگار براي درك پاسخش به زمان نياز داشتم. بايد زماني مي آمد كه جمله اش را لمس كنم و خودش نباشد.آري! به راستي كه ما خیلی غریب پرستیم ...

    وقتی لطفی بزرگ، گرگان را منزل ابدیش وصیت کرده بود قطعا می دانست چه مردمانی هستیم.وقتی دفتر کاری در گرگان راه انداخت و از فعالین موسیقی شهر دعوت به دورهمی کرد و از عشقش به گرگان گفت ... از همه دعوت کرد که بیایید و بروید و سازی بزنیم و ... اما کسی نرفت.

    وقتی مسترکلاس قرار شد بگذارد و فقط و فقط دو نفر ثبت نام کردند.البته ما فقط غریب پرست نیستیم! مرده پرست هم هستیم ...

    وقتی نزدیک به بیست هزار نفر در مراسم خاکسپاری اش شرکت کردند به نظر نباید وضعیت آرامگاهش اینچنین باشد ...

    وقتی تا دو هفته چنان جمعیتی هر شب بر مزارش جمع می شدند نباید باغ مزارش بلاتکلیف باشد.آری شاید لطفی با انتخاب مزارش در گرگان میخواست ما را بیشتر متوجه کند.
    چه دردناك است كه ما اينهمه غریب پرستیم ...

    شايد الان بسياری برای پاسخ دادن بكوشند، كه فلان ارگان متولي است وفلان شخص مسوول و ....اما يك بار هم شده به خودمان بياييم، گرچه نمي توان كوتاهی و كم كاری ارگانهای مربوط را در يادمان اين مرد بزرگ ناديده گرفت، اما فقط مي گويم آن همه ادم چه شدند؟ آنهاكه يقه چاک می دادند و از عشق بی كرانشان دم می زدند ...

    گاهي هم بايد به خودمان نگاه بيندازيم ...


    photo 2017 01 07 08 12 03 

    جمعه 17 دی 95 - مزار استاد لطفی

    هرچند تازه اگر هم اتفاقی بيفتد، می شود گل كاري و ساخت بناي مزار و در انتها همان مرده پرستی لعنتی ... .

    انگار مردم اين سرزمين از ياد برده اند چطور می توان نام و ياد يک نفر را نگاه داشت ....

    قطعاً با مراسمی برای سالمرگ و تولدش در تالار شهر كه عده ای بيشتر قصد عرضه اندام خودشان را دارند، راه به جايي نخواهيم برد ...

    مبرهن است كه براي گذشته كاري نمي توان كرد و افسوس خوردن هم فايده ندارد، اما امروز نياز داريم تا در روز تولد اين استاد بزرگ لااقل كمي به خودمان بياييم ...

    ايجاد بنا و فضاي فرهنگي در محل باغ مزار و عرضه محصولات فرهنگي و يا حتي برپايي مستر كلاسها يكي از راه هاست.

    يا چه نيكوست به جاي جمع شدن در تالار شهر در زادروز تولدش و خواندن شعرها در مدح استاد، جشنواره ای به يادش برگزار شود و يا شاگردانش كه كم هم نبوده اند بيايند و نشان دهند و بنوازند كه چه آموختند از او ....

    شايد كه اين مرهمي باشد بر تمام كوتاهي هايمان ...از مسووليني كه هميشه نيستند و فقط آنها را در صف سخنراني در مراسم ها حاضر مي بيني تا خود ما كه يادمان رفته حداقل چطور مطالبه كنيم ....

    باشد كه روزي نيايد تا فرزندمان بگويد اين جا مزار كيست؟!

    انتهای پیام /

    دیدگاه‌ها   

    +2 # گرگانی 1395-10-18 14:32
    کُباب خوری .... عشق و حال تو ناهارخوران ... خوشگذرانی ... حاشیه های سیاسی و جناحی ... به نظر شما دیگه فرصت میزاره به لطفی و اینجور چیزا فکر کنیم؟؟
    پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

    نوشتن دیدگاه

    توجه!

    گلستان ما نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
    لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمییابند.
    اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می شوند


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    آرشیو

    روز : ماه : سال :
    هدایت به بالای صفحه