غلام تشکری شهید گلستانی، با کیسه گونی خود را به منطقه عملیاتی دفاع مقدس رساند.

به گزارش گلستان ما به نقل از راه اترک، ایثارگر رزمنده، حبیب خمبر، که این روزها بعد از بازنشستگی خود در جبهه اقتصاد مقاومتی وارد شده است در خصوص نحوه شهادت شهید غلام تشکری (شهید اعزامی از گالیکش) گفت: اولین بار که رفتیم جبهه، رفتیم وزرشگاه تختی آبادان.

من ریزاندام بودم.

ما را بردند خط ولی غلام تشکری را که از من هم ریزتر برد به خط نبردند.

بعد از چند روز که ما برای بردن تدارک به شهر آمدیم، پیش غلام تشکری هم رفتیم، خیلی گریه کرد و مدام از ما می خواست که او را هم ببریم خط و به ما می گفت: فقط یک دور خط رو ببینم.

چند نفری نشستیم ببینیم چطور می شود او را با خودمان ببریم، در نهایت یک تصمیم و فکری به ذهن یکی از بچه ها رسید.

ولی برای ورود به خط باید نامه می داشتید وگرنه دژبانی نمی گذاشت وارد منطقه بشوید.

بالاخره ما وسایل را که شامل میوه و هندوانه هم بود، خریدیم و غلام تشکری را هم داخل یک کیسه گذاشتیم و درش را هم بستیم.

آمدیم دژبانی و  شانس غلام ، دژبانی هم وسایل را نگاه کرد و چیزی به ما نگفت.

از دژبانی رد شدیم و وقتی به خط رسیدیم، قضیه را به فرماندهی گفتیم.

فرمانده، شهید عباس مروت بود، قبول کرد ولی گفت: نباید این کار را می کردید.

فرداش متوجه شدیم که یک نفربر عراقی که پرچم (پارچه سفیدی ) آویزان کرده بود و نشانه تسلیم شدن داشت، به سمت ما می آید.

فرمانده به ما گفت: بچه ها مواظب باشید شاید کلکی در کار باشد.

نفربر آمد و آمد و آخرش هم از خط رد شد و دو تا برادر (واقعا با هم برادر بودند) از نفربر پایین شدند و خودشان را به ما تسلیم کردند.

فرمانده گفت: الان که نیرو نداریم اینها را ببرد عقب، پس چه کار کنیم؟

قرار شد که برادر تشکری مراقب این دو باشد.

غلام هم که تا این لحظه هنوز فکر می کرد شاید اونو برگردانند، از مسئولیت داده شده به خودش خوشحال شد و آمد در کنار آن دو برادر عراقی و شد نگهبان آن دو.

هنوز ساعتی از تسلیم شدن آن دو عراقی نگذاشته بود که ناگهان خمپاره اندازهای عراقی، شروع به کار کرد.

خمپاره ها مدام روی منطقه ما فرود می آمدند که متاسفانه خمپاره ای به محل غلام و آن دو برادر عراقی افتاد و هم برادر غلام و هم آن دو عراقی بر اثر این خمپاره، بدنشان پاره پاره شد .

خمبر در حالی که انگار این صحنه همین الان داشت برایش نشان داده می شد، با حسرتی کامل گفت: شهید تشکری فقط یک شب پیش ما بود و قسمتش شهادتی به اینگونه بودف یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

انتهای پیام/

نوشتن دیدگاه

توجه!

گلستان ما نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمییابند.
اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می شوند


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پربحث ترین ها