بی شک افرادی چون حجت الاسلام محمد طاوسی بجنوردی را باید تاریخ شفاهی انقلاب دانست. تاریخی که اگر به سراغ آنان برویم بسیاری از علامت سئوال هایی را که ممکن است در ذهن ها به خصوص ذهن نسل جوان در مورد تاریخ انقلاب ایجاد شود را پاسخ داد.

به گزارش گلستان ما به نقل از عصر اترک، حجت الاسلام محمد طاووسی از زمان تبعید امام به نجف  اشرف، پاریس و سپس ورود امام به کشورهمراه ایشان بود و در طول زمان جوانب مختلفی از حیات امام خمینی(ره) را از نزدیک دیده است.

گفتگو با این افراد و بیان خاطراتی که بخش زیادی از آن با رهبر کبیر انقلاب و فرزندشان حاج مصطفی خمینی گره خورده است بسیار دلنشین است که در ادامه مشروح این گفتگو را که به خاطر شرایط جسمی و بیماری حجت الاسلام طاووسی کوتاه بود می خوانید.

محمد طاووسی بجنوردی متولد دی ماه سال 1323 بجنورد، وی تا 12 سالگی در شهرستان بجنورد بود در سال های آخر تحصیل دوره ابتدایی که همزمان با اوج فعالیت های انقلابی بود به مشهد رفت و در مدرسه علمیه نواب به درس طلبگی پرداخت و 9 سال در این مدرسه به تحصیل درس طلبگی پرداخت.

ترور حسنعلی منصور و برگزاری مراسم بزرگداشت برای شهید بخارایی

او می گوید: در سال هایی که در این مدرسه طلبه بود با دیدن و خواندن اعلامیه های حضرت امام خمینی(ره) ارادت خاصی به امام پیدا می کند و به تدریج خود به یکی از افرادی تبدیل می شود که اعلامیه های حضرت امام را چاپ و منتشر می کرد به همین دلیل در این سال ها چند ماه از سال دستگیر شده در زندان بوده و چندماه آزاد بود و در طول سال چندین بار این اتفاقات تکرار می شد.

وی می گوید : آخرین بار که وی به زندان افتاد 6 ماه طول کشید و زمان آزادی مصادف شد با جریانات ترور حسنعلی منصور توسط شهید محمد بخارایی و همراهان وی که در آن زمان کسی جرات عزاداری برای این افراد را نداشت اما وی با همراهی آقای طبسی مجلس عزای بزرگی را برپا کردند که در ورودی سالن عکس امام و در ته آن عکس حاج آقای قمی را گذاشتند که بعد از این اتفاق ساواک به شدت دنبال وی بود و به همین دلیل طاووسی مجبور به ترک ایران می شود.

حجت الاسلام طاووسی ادامه می دهد: حاج آقای قمی به کمک یک عالم آبادانی با وسیله ای مطمئن او را تحویل حاج آقا مصطفی خمینی در نجف داد و به این ترتیب تا سال 57 در خدمت امام و فرزندش بود.

این مبارز و یار امام می گوید: در نجف می خواستند به امام اجازه مباحثه ندهند که ایشان گفتند در این صورت در اولین فرصت عراق را ترک خواهم کرد.

حجت الاسلام طاووسی بجنوردی ادامه داد: پس از فشار دولت بعثی عراق بر حضرت امام وتصمیم امام (ره ) مبنی بر ترک عراق و عزیمت به کویت ، امام خمینی (ره) همراه 22 تن از یارانشان از جمله آقایان دعایی ، روحانی، سجادی و برقعه ای با 4 دستگاه ماشین عازم مرز عراق و کویت شدند .

وی می گوید: حجت الاسلام فردوسی پور مأمور تهیه گذرنامه شد و ضمن تماس با شهید محمد منتظری در کویت و حاج سیداحمد مهری فرزند آیت‌الله حاج سیدعباس مهری نماینده امام درکویت ، موفق به تهیه گذرنامه شد. اما دولت کویت با اقامت امام در کویت موافقت نکرد و چند ساعتی که در مرز ایران و کویت بودیم نماز ظهر را همان جا خواندیم در این هنگام وقتی امام متوجه شدند که برخی دوستان قذری ترسیده اند دستشان را روی یکی از ماشین ها گذاشتند و گفتند: ترس معنا ندارد ،به خاطر خدا نهضتی را شروع کردیم و با یاد خدا به پایان می رسانیم و دوباره به همراه ایشان به عراق برگشتیم.

تصمیم ساواک برای دزدین امام در مرز کویت

این همراه امام اضافه می کند: آن زمان ساواک ایران با همراهی ساواک عراق با حمایت آمریکا قصد داشتند امام را در مرز حائل عراق و کویت بدزدند و به جای نامعلوم ببرند و برای این کار 8 هلی کوپتر و یک فروند هواپیمای c130 وارد کرمانشاه شده بود اما بنزین تمام کرده بودند و مبارزان آنجا به این اقدام شک می کنند و از دادن بنزین خودداری می کنند و این عملیات نافرجام می ماند و دوباره امام به کاظمین برمی گردد.

حجت الاسلام طاووسی بجنوردی ادامه می دهد: وقتی همراه امام وارد صحن حرم امام موسی کاظم(ع) شدیم جمعیت زیادی آنجا جمع شده بودند و سر و صدا برپا شد که در این هنگام رئیس ساواک عراق که من می شناخت مرا دستگیر کرد و گفت تو مردم را جمع کرده ای و من گفتم تازه از نجف وارد کاظمین شده ایم و این عظمت امام است که مردم را جمع می کند.

وی ادامه می دهد: سپس با اولین پرواز امام به همراه حجت الاسلام فردوسی پور، حجت الاسلام دعایی و حاج احمد آقا وارد پاریس شدند و ما نیز به نجف برگشتیم و قرار شد اعلامیه ها و رساله ها را به مکه ببریم وقتی که از سفر مکه برگشتیم آقای دعایی پیغام دادند و گفتند امام فرموده است هر کدام از یاران که مایل هستند می تواننند به پاریس بیاییند و بعد هم بلیط تهیه کردند و همراه آقای دعایی به پاریس رفتیم و تا زمان بازگشت به ایران در سال 57 در نوفل لوشاتو در خدمت ایشان بودیم.

ماجرای هواپیماهای بازگشت امام به ایران

وی در خصوص حوادث سال 57 و بازگشت به ایران نیز می گوید: دو هواپیما برای پرواز انقلابیون از پاریس به تهران در نظر گرفته شده بود که در هواپیمای اول برای 250 نفر بلیط تهیه شده بود اما بسیاری به خاطر تهدید ایران و اسرائیل که اعلام کرده بودند این هواپیما ها را می دزدند و یا به آن ها شلیک می شود، ترسیدند و سوار آن ها نشدند و در هواپیمای دوم نیز خانم ها که همسر اما خمینی (ره) هم در میان آنان بودند وارد ایران شدند.

این یار امام در خصوص نحوه فعالیت امام در طول این سال ها می گوید: امام هیچ وقت ترسی به خود راه نمی دادند و زمانی که در نجف بودیم اعلامیه ها توسط افرادی از جمله شهید ابوترابی و شیخ محمود محمدی یزدی به ایران فرستاده می شد.

وی می گوید: اما پس از کلاس های درس به روشنگری می پرداختند و ایام و مناسبت ها اعلامیه می دادند که این روند در سال های آخر که رژیم بعث عراق با شاه ایران آشتی کرده بود به سختی انجام می شد و بارها به امام گفته می شد که حق مبارزه ندارید اما امام در پاسخ می گفتند من پیمانی با مردم بسته ام و تا پایان هم با مردم خواهم ماند.

شاگردانی که هیچگاه همراه امام نبودند

وی در خصوص تحریف هایی که در مورد اندیشه های امام مطرح می شود نیز می گوید: برخی خود را به عنوان شاگرد امام معرفی می کنند که هیچ اثری از آنان طی سال های مبارزه نبود و افرادی سودجو نیز با مقاصد شوم به تحریف گفتار و اندیشه های می زنند و قصد توطئه دارند اما موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره) به منظور جلو گیری از همین تحریفات راه اندازی شده است و من توصیه می کنم هرگاه کسی می خواهد در باره درستی یا نادرستی یک گفته و یا خاطره از ایشان برسد به این منبع مراجعه کند.

وی می گوید: حرف های زیادی درباره کسانی که خود را شاگرد امام می دانند و یا صحبت هایی که از امام نقل می شود، دارد که فعلا به خاطر مصلحت و حفظ حرمت انقلاب و پاسداری از آرمان های آن از نقل آن ها خودداری می کند.

انتهای پیام/

پربحث ترین ها